چه فرقی داره؟

سر تکان داد.

 

_ تو شکم ماه منیر که بودی، خدا بیامرز(پدرش) اسم بنگاه را کرد صارم و پسر. تو که به دنیا آمدی گفت، فرقش چی؟ و اسم را عوض نکرد.

دست کشید به دامنش (و ادامه داد:)

_ تو هم که تابلو را عوض نکردی.

(نفر دوم) نفس بلند کشید.

+ به قول خودش، فرقش چی؟

پسته ی توی دستش را پوست کند.

+ فقط کاش بود و می دید که فرقش هیچی.

عادت می کنیم

_زویا پیرزاد_

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *